جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nerdy
01
کتابی, علاقه مند به تکنولوژی
highly enthusiastic or knowledgeable about niche or specialized interests
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
nerdiest
شکل تفضیلی
nerdier
درجهپذیر
مثالها
Her nerdy fascination with robotics led her to build her own functioning robot.
شیفتگی نردی او به رباتیک او را به ساخت ربات عملکردی خودش سوق داد.
درخت واژگانی
nerdy
nerd



























