جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nerdy
01
کتابی, علاقه مند به تکنولوژی
highly enthusiastic or knowledgeable about niche or specialized interests
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
nerdiest
شکل تفضیلی
nerdier
درجهپذیر
حوزه
personality, interests, behavior
مثالها
He's a nerdy gamer who spends hours immersed in virtual worlds.
او یک گیمر حوصلگی است که ساعتها در دنیاهای مجازی غرق میشود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
nerdy
nerd



























