جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
prized
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most prized
شکل تفضیلی
more prized
درجهپذیر
مثالها
Her prized accomplishment was winning the prestigious award for her research.
دستاورد ارزشمند او برنده شدن جایزه معتبر برای تحقیقاتش بود.
درخت واژگانی
prized
prize



























