جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nerf
01
تضعیف شخصیت و... (بازی کامپیوتری)
the act of reducing the power or effectiveness of a weapon, ability, or strategy in order to balance or improve gameplay
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
nerfs
مثالها
The latest update includes a nerf to the sniper rifle, making it less powerful.
آپدیت اخیر شامل یک نرف برای تفنگ تک تیرانداز است که آن را کمقدرتتر میکند.
to nerf
01
ضعیف کردن, نرف کردن
to weaken a game mechanic, ability, or character to reduce its effectiveness
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
nerf
سومشخص مفرد
nerfs
وجه وصفی حال
nerfing
گذشته ساده
nerfed
اسم مفعول
nerfed
مثالها
The devs nerfed that weapon in the last patch.
توسعهدهندگان در آخرین بهروزرسانی آن سلاح را nerf کردند.



























