جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unwatchable
01
غیرقابل تماشا
difficult, unpleasant, or unbearable to watch
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unwatchable
شکل تفضیلی
more unwatchable
درجهپذیر
حوزه
media, evaluation, experience
مثالها
The movie was so boring that it was almost unwatchable.
فیلم آنقدر خستهکننده بود که تقریباً تماشا نشدنی بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unwatchable
watchable
watch



























