جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Boodle
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
boodles
مثالها
He was excited to receive a hefty amount of boodle from his side gig.
او از دریافت مقدار پول قابل توجهی از شغل دوم خود هیجان زده بود.
LanGeek



























