جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bonny
01
جذاب, زیبا
very attractive or pretty
Dialect
British
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
bonniest
شکل تفضیلی
bonnier
درجهپذیر
مثالها
They live in a bonny little cottage by the sea.
آنها در یک کلبه کوچک زیبا در کنار دریا زندگی میکنند.
درخت واژگانی
bonnily
bonny



























