جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bonkers
01
دیوانه, مجنون
crazy, eccentric, or acting in a way that seems mentally unsound
informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most bonkers
شکل تفضیلی
more bonkers
درجهپذیر
مثالها
He's completely bonkers about conspiracy theories.
او کاملاً دیوانه نظریههای توطئه است.



























