جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bombastically
01
به شیوه ای اغراق آمیز, به روشی پرطمطراق
in an exaggerated and overblown manner
مثالها
The actor bombastically delivered his lines, drawing both admiration and ridicule.
بازیگر دیالوگهایش را به شیوهای پرطمطراق ارائه داد و هم تحسین و هم تمسخر را برانگیخت.
She bombastically described her vacation, making it sound like an epic adventure.
او تعطیلاتش را به طور پرطمطراقی توصیف کرد، طوری که به نظر یک ماجراجویی حماسی میآمد.
02
به شیوه ای پرطمطراق, به روشی پرزرق و برق
in a turgid manner



























