جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
with bated breath
01
با نفس حبسشده, با انتظار نفسگیر
in a state of great anticipation, often holding one's breath
idiom
مثالها
The audience watches the thrilling performance with bated breath.
تمام خانواده با نفس حبسشده به توضیحات دکتر درباره نتیجهها گوش میدادند.



























