جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
boiled
01
آبپز
cooked in extremely hot liquids
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most boiled
شکل تفضیلی
more boiled
درجهپذیر
مثالها
The recipe calls for boiled eggs, which can be sliced and added to the salad for extra protein.
دستور غذا به تخم مرغ آب پز نیاز دارد، که میتوان آن را برش داد و به سالاد اضافه کرد برای پروتئین بیشتر.
درخت واژگانی
boiled
boil



























