جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ripple effect
01
عامل فزاینده, عامل فزونگر
an action or series of things that cause several other events to happen one after another
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ripple effects
مثالها
His act of kindness is creating a ripple effect, inspiring others to pay it forward.
عمل مهربانی او در حال ایجاد یک اثر موجی است، که دیگران را ترغیب میکند تا آن را ادامه دهند.



























