جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to sit through
01
چیزی کسلکننده را تحمل کردن
to patiently endure the duration of an uninteresting event
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
through
فعل پایه
sit
زمان حال
sit through
سومشخص مفرد
sits through
وجه وصفی حال
sitting through
گذشته ساده
sat through
اسم مفعول
sat through
مثالها
Despite the heat, they had to sit through the outdoor ceremony until the very end.
علیرغم گرما، آنها مجبور بودند مراسم در فضای باز را تا انتها تحمل کنند.



























