جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to try back
[phrase form: try]
01
دوباره با کسی تماس گرفتن
to call someone back in response to a missed call
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
back
فعل پایه
try
زمان حال
try back
سومشخص مفرد
tries back
وجه وصفی حال
trying back
گذشته ساده
tried back
اسم مفعول
tried back
مثالها
After the meeting, she tried her colleague back to discuss the project.
بعد از جلسه، او دوباره تماس گرفت با همکارش تا در مورد پروژه بحث کند.



























