جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to try back
[phrase form: try]
01
دوباره با کسی تماس گرفتن
to call someone back in response to a missed call
مثالها
After the meeting, she tried her colleague back to discuss the project.
بعد از جلسه، او دوباره تماس گرفت با همکارش تا در مورد پروژه بحث کند.



























