جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to squash in
[phrase form: squash]
01
در فضای محدود جای دادن
to successfully fit something into a confined or crowded space
مثالها
The team squashed in extra equipment in the van for the road trip.
تیم توانست تجهیزات اضافی را برای سفر جادهای درون ون جا دهد.



























