جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to spur on
[phrase form: spur]
01
تشویق کردن, انگیزه دادن
to provide encouragement and motivation for someone
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
spur
زمان حال
spur on
سومشخص مفرد
spurs on
وجه وصفی حال
spurring on
گذشته ساده
spurred on
اسم مفعول
spurred on
مثالها
The supportive words of his friends spurred on John to pursue his dream of becoming a published author.
کلمات حمایتی دوستانش ترغیب کرد جان را برای دنبال کردن رویای خود برای تبدیل شدن به یک نویسنده منتشر شده.



























