جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to harp on
01
مدام درباره چیزی صحبت کردن
to repeatedly talk or complain about something, often in an annoying or boring manner
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
harp
زمان حال
harp on
سومشخص مفرد
harps on
وجه وصفی حال
harping on
گذشته ساده
harped on
اسم مفعول
harped on
مثالها
He always harps on about the importance of punctuality.
او همیشه در مورد اهمیت وقتشناسی پافشاری میکند.



























