جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to get off one's back
01
دست از سر کسی برداشتن, دیگر مزاحم کسی نشدن
to finally stop criticizing or annoying someone
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
Will you please get off my back? I'm doing the best I can.
لطفاً دست از سرم برمیداری؟ دارم تمام تلاشم را میکنم.



























