جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to drill down
[phrase form: drill]
01
موشکافی کردن, (ریز به ریز) بررسی کردن
to investigate or analyze something in detail
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
down
فعل پایه
drill
زمان حال
drill down
سومشخص مفرد
drills down
وجه وصفی حال
drilling down
گذشته ساده
drilled down
اسم مفعول
drilled down
مثالها
They spent hours drilling down into the financial statements to find the discrepancy.
آنها ساعتها وقت صرف بررسی دقیق صورتهای مالی کردند تا اختلاف را پیدا کنند.



























