جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bang around
[phrase form: bang]
01
باسروصدا این طرف و آن طرف رقتن
to move around in a way that creates loud sounds
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
around
فعل پایه
bang
زمان حال
bang around
سومشخص مفرد
bangs around
وجه وصفی حال
banging around
گذشته ساده
banged around
اسم مفعول
banged around
مثالها
The cat was clearly banging around in the closet, causing a mess.
گربه به وضوح در کمد صدا ایجاد میکرد، که باعث بینظمی شد.



























