جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bang into
[phrase form: bang]
01
برخورد کردن, به طور تصادفی زدن
to hit something accidentally
مثالها
The cyclist banged into a tree on the narrow path.
دوچرخهسوار به درختی در مسیر باریک برخورد کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
برخورد کردن, به طور تصادفی زدن