جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
everything
01
همهچیز
all things, events, etc.
مثالها
After the tornado, everything in the town was destroyed.
پس از طوفان، همه چیز در شهر نابود شد.
درخت واژگانی
everything
every
thing
کلمات نزدیک
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
همهچیز
پس از طوفان، همه چیز در شهر نابود شد.
درخت واژگانی
every
thing