جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
failed
01
ناموفق
not successful in achieving the desired result
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most failed
شکل تفضیلی
more failed
درجهپذیر
مثالها
Despite their efforts, the business venture ended in a failed partnership.
علیرغم تلاشهایشان، سرمایهگذاری تجاری به یک مشارکت ناموفق ختم شد.
درخت واژگانی
failed
fail



























