to grow on
grow
grəʊ
grew
on
ɒn
on

تعریف و معنی "grow on"در زبان انگلیسی

to grow on
01

کم‌کم از چیزی یا کسی خوش آمدن, در دل کسی جا باز کردن

to gradually like someone or something more and more 
Transitive
to grow on definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
grow
زمان حال
grow on
سوم‌شخص مفرد
grows on
وجه وصفی حال
growing on
گذشته ساده
grew on
اسم مفعول
grown on
مثال‌ها
At first, I didn't like the new song, but it started to grow on me after a few listens. 

در ابتدا، من آهنگ جدید را دوست نداشتم، اما پس از چند بار گوش دادن شروع به رشد روی من کرد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه