جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to grow on
[phrase form: grow]
01
کمکم از چیزی یا کسی خوش آمدن, در دل کسی جا باز کردن
to gradually like someone or something more and more
Transitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
grow
زمان حال
grow on
سومشخص مفرد
grows on
وجه وصفی حال
growing on
گذشته ساده
grew on
اسم مفعول
grown on
مثالها
The quirky art style of the film took some time to grow on the audience.
سبک هنری عجیب فیلم زمان برد تا بر روی مخاطب اثر بگذارد.



























