جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cutie
01
دختر تودلبرو, بانمک، لوند
a person or an animal that is attractive in a sweet or adorable way
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cuties
مثالها
You 're a real cutie in that outfit today!
تو امروز توی اون لباس یه نازنین واقعی هستی!



























