جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
zippy
01
سریع, پر انرژی
moving with speed or energy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
zippiest
شکل تفضیلی
zippier
درجهپذیر
مثالها
She typed on the keyboard with zippy fingers, finishing the report in no time.
او با انگشتان چالاک روی صفحه کلید تایپ کرد و گزارش را در کمترین زمان تمام کرد.
02
پر انرژی, زنده
marked by lively action
درخت واژگانی
zippy
zip



























