جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Yolk
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
yolks
مثالها
He prefers his boiled eggs with a soft yolk, perfect for dipping toast soldiers.
او تخم مرغ های آب پز خود را با زرده نرم ترجیح می دهد، که برای فرو بردن سربازهای نان تست عالی است.
02
زرده تخم مرغ, ویتلوس
nutritive material of an ovum stored for the nutrition of an embryo (especially the yellow mass of a bird or reptile egg)



























