جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
worthful
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most worthful
شکل تفضیلی
more worthful
درجهپذیر
حوزه
value, importance, evaluation
مثالها
His contributions to the project were worthful and helped the team succeed.
مشارکتهای او در پروژه ارزشمند بود و به موفقیت تیم کمک کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
worthful
worth



























