جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Workaholic
01
معتاد به کار کردن, عاشق کار، پرکار
a person who works compulsively and finds it hard to stop working to do other things
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
workaholics
مثالها
Being a workaholic can lead to burnout if you're not careful.
معتاد به کار بودن میتواند منجر به فرسودگی شغلی شود اگر مراقب نباشید.



























