wonky
Pronunciation
/wˈɑːnki/

تعریف و معنی "wonky"در زبان انگلیسی

wonky
01

کج, به درستی تراز نشده

not straight or aligned properly, often appearing crooked
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
wonkiest
شکل تفضیلی
wonkier
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The wonky laptop screen flickered intermittently, indicating a loose connection.
صفحه‌نمایش کج و معوج لپ‌تاپ به طور متناوب چشمک می‌زد که نشان‌دهنده اتصال شل بود.
02

لرزان, ناپایدار

inclined to shake as from weakness or defect
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه