جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Widower
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
widowers
مفرد مذکر
widower
مفرد مؤنث
widow
neutral form
bereaved spouse
مثالها
He became a widower after his wife passed away last year.
او پس از مرگ همسرش در سال گذشته بیوه شد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
widower
widow



























