جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Weed
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
weeds
مثالها
Weeds had started to grow in the cracks of the driveway, giving the area an unkempt appearance.
علفهای هرز شروع به رشد در ترکهای راهرو کرده بودند و به منطقه ظاهری نامرتب داده بودند.
02
علف, ماری جوانا
marijuana; the dried leaves or resin of cannabis, smoked or consumed for its effects
slang
مثالها
She said she quit smoking weed because it made her too anxious.
او گفت که کشیدن علف را ترک کرده چون باعث اضطراب بیش از حد او میشد.
03
یک نوار سیاه عزا, یک بازوبند عزا
a black band worn on the arm or hat as a symbol of mourning
مثالها
Soldiers sometimes wear a weed to honor fallen comrades.
سربازان گاهی یک نوار سیاه به نشانه احترام به همرزمان کشته شده میپوشند.
to weed
01
چیدن علف هرز, وجین کردن
to rid a garden or other area of land of unwanted plants
Transitive: to weed an area of land
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
weed
سومشخص مفرد
weeds
وجه وصفی حال
weeding
گذشته ساده
weeded
اسم مفعول
weeded
مثالها
They weed the vegetable patch by hand to prevent unwanted plants from competing with the crops.
آنها علفهای هرز را در باغ سبزیجات با دست از بین میبرند تا از رقابت گیاهان ناخواسته با محصولات جلوگیری کنند.



























