جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Weakling
01
ضعيف, ترسو
a person physically or mentally weak, unable to handle stress or effort
غیررسمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
weaklings
مثالها
He refused to lift the box, acting like a weakling.
او از بلند کردن جعبه خودداری کرد، مانند یک ضعیف رفتار کرد.



























