جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wax bean
01
لوبیازرد
a dwarf bean with yellow pods
Dialect
American
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
wax beans
مثالها
They are planning to toss wax beans with olive oil, vinegar, and fresh herbs to create a refreshing salad.
آنها قصد دارند لوبیا مومی را با روغن زیتون، سرکه و گیاهان تازه مخلوط کنند تا یک سالاد طراوت بخش درست کنند.



























