جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wally
01
یک احمق, یک ساده لوح
a person foolish, inept, or easily duped
Dialect
British
Offensive
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
wallies
مثالها
She shook her head at the wally spilling paint everywhere.
او با دیدن احمق که رنگ را همه جا میریخت، سرش را تکان داد.



























