جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Waiter
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
waiters
مثالها
The waiter patiently answered our questions about the ingredients in the dish.
پیشخدمت با صبر به سوالات ما در مورد مواد تشکیل دهنده غذا پاسخ داد.
02
منتظر, شخصی که منتظر است
a person who waits or awaits
درخت واژگانی
waiter
wait



























