جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vividly
01
به طور واضح, به طور روشن
in a clear and detailed manner
مثالها
He described the scene vividly, painting a picture of the bustling city street.
او صحنه را به وضوح توصیف کرد، تصویری از خیابان شلوغ شهر کشید.
درخت واژگانی
vividly
vivid



























