جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Vinegar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
vinegars
مثالها
As soon as the vinegar touched her lips, she could feel the mouth-puckering sensation.
به محض اینکه سرکه به لبهایش خورد، توانست احساس جمع شدن دهان را حس کند.
02
سرکه, اسید استیک رقیق شده
a dilute solution of acetic acid
مثالها
White vinegar is essentially dilute acetic acid.
سرکه سفید اساساً اسید استیک رقیق شده است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
vinegarish
vinegary
vinegar



























