جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Vexer
01
آزاردهنده, مزاحم
a person deliberately or habitually annoying, irritating, or frustrating
غیررسمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
vexers
مثالها
That vexer kept tapping the table during the movie.
آن آزاردهنده در طول فیلم مدام روی میز میزد.



























