جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Vexer
01
آزاردهنده, مزاحم
a person deliberately or habitually annoying, irritating, or frustrating
Informal
Offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
vexers
مثالها
She ignored the vexer whispering nonsense in her ear.
او آزاردهندهای را که در گوشش مزخرفات زمزمه میکرد نادیده گرفت.



























