جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Vestige
01
اثر, رد، نشان، باقیمانده
a minor remaining part or trace of something that is no longer present in full
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
vestiges
مثالها
Certain biological structures provide vestiges of evolutionary traits no longer essential for survival.
برخی ساختارهای بیولوژیکی آثار ویژگیهای تکاملی را ارائه میدهند که دیگر برای بقا ضروری نیستند.
درخت واژگانی
vestigial
vestige



























