جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
veracious
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most veracious
شکل تفضیلی
more veracious
درجهپذیر
مثالها
His veracious account of the events helped clarify the situation.
روایت صادقانه او از وقایع به روشن شدن وضعیت کمک کرد.



























