جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Venison
01
گوشت گوزن
meat of a deer, eaten as food
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
We gathered around the campfire, roasting skewers of marinated venison over the crackling flames.
ما دور آتش کمپ جمع شدیم، سیخهای گوشت گوزن مارینه شده را روی شعلههای ترق تروق کباب میکردیم.



























