جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
varied
01
متنوع, گوناگون
including or consisting of many different types
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most varied
شکل تفضیلی
more varied
درجهپذیر
مثالها
Her wardrobe consisted of varied styles, ranging from elegant to casual.
کمد لباس او شامل سبکهای متنوعی بود، از شیک گرفته تا معمولی.
02
متنوع, گوناگون
showing a wide range of differences
مثالها
The region experiences varied climates throughout the year.
منطقه در طول سال آب و هوای متنوع را تجربه میکند.
درخت واژگانی
unvaried
variedness
varied
vary



























