جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
valuable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most valuable
شکل تفضیلی
more valuable
درجهپذیر
مثالها
The rare diamond ring is a valuable possession passed down through generations.
حلقه الماس نادر یک دارایی باارزش است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
مثالها
The mentor provided valuable insights that helped shape his career.
منتور بینشهای ارزشمندی ارائه داد که به شکلگیری حرفهاش کمک کرد.
Valuable
01
اشیاء با ارزش, دارایی های ارزشمند
an item or possession that has significant worth or importance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
valuables
مثالها
She kept her valuables in a safe to protect them from theft.
او اشیاء با ارزش خود را در یک گاوصندوق نگه داشت تا از دزدی محافظت کند.
درخت واژگانی
invaluable
valuableness
valuably
valuable
value



























