جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
valuable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most valuable
شکل تفضیلی
more valuable
درجهپذیر
مثالها
The antique painting is a valuable piece of art, cherished by collectors.
نقاشی عتیقه یک اثر هنری باارزش است که توسط مجموعهداران گرامی داشته میشود.
مثالها
The training session offered valuable skills for professional development.
جلسه آموزش مهارتهای باارزشی را برای توسعه حرفهای ارائه داد.
Valuable
01
اشیاء با ارزش, دارایی های ارزشمند
an item or possession that has significant worth or importance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
valuables
مثالها
The museum displayed a collection of ancient valuables.
موزه مجموعهای از اشیاء با ارزش باستانی را به نمایش گذاشت.
درخت واژگانی
invaluable
valuableness
valuably
valuable
value



























