جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
upbeat
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most upbeat
شکل تفضیلی
more upbeat
درجهپذیر
مثالها
Even on rainy days, she maintained an upbeat outlook, finding joy in small moments.
حتی در روزهای بارانی، او نگرشی شاد داشت و در لحظات کوچک شادی پیدا میکرد.
Upbeat
01
خوش بینی, شادی
a contented state of being happy and healthy and prosperous
02
ضرب بدون تأکید, ضرب متقابل
an unaccented beat (especially the last beat of a measure)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
upbeats
درخت واژگانی
upbeat
beat



























