جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هجاها
واجها
استوارانه, با عزمی راسخ
adamantly
doggedly
fiercely
firm
firmly
او در طول محاکمه ثابت قدم از دوستش دفاع کرد.
LanGeek
درخت واژگانی