جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
untrusty
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most untrusty
شکل تفضیلی
more untrusty
درجهپذیر
مثالها
She realized too late that he was untrusty and often lied about his whereabouts.
او خیلی دیر متوجه شد که او غیرقابل اعتماد بود و اغلب در مورد محل زندگی خود دروغ میگفت.
درخت واژگانی
untrusty
trusty
trust



























