جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unsloped
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unsloped
شکل تفضیلی
more unsloped
درجهپذیر
مثالها
An unsloped roof may accumulate water, risking leaks.
یک سقف شیبدار نکرده ممکن است آب جمع کند و خطر نشت ایجاد کند.
درخت واژگانی
unsloped
sloped
slop



























