جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unsloped
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unsloped
شکل تفضیلی
more unsloped
درجهپذیر
مثالها
The architect insisted on unsloped floors to meet accessibility standards.
معمار بر کفهای بیشیب اصرار داشت تا استانداردهای دسترسی را برآورده کند.
درخت واژگانی
unsloped
sloped
slop



























