جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unparalleled
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
The artist's talent was unparalleled; his paintings captivated viewers with their depth and emotion.
استعداد هنرمند بینظیر بود؛ نقاشیهایش بینندگان را با عمق و احساساتشان مسحور میکرد.



























